الشيخ أبو الفتوح الرازي

22

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و قال آخر : اموالنا لذوى الميراث نجمعها و دورنا لخراب الدّهر نبنيها و قال آخر : و امّ سمّاك فلا تجزعى فللموت ما تلد ( 1 ) الوالدة و قال آخر : له ملك ينادي كلّ يوم لدوا للموت و ابنوا للخراب و قال آخر : الا كلّ مولود فللموت يولد ( 2 ) و لست ارى حيّا لحيّ يخلَّد آنگه ايشان را وصف كرد به بلادت و بعد فهم و قلَّت فكر و نفى انتفاع به محلّ علم و حواسّ بر وجه مبالغت گفت : * ( لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها ) * ايشان را دلها هست كه به آن چيزى نمىدانند و چشمها دارند و به كار نمىدارند ، و به آن چيزى نمىبينند و گوشها دارند و چيزى نمىشنوند به آن ، و اين مانند آن است كه گفت : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ( 3 ) . چون حواسّ و جوارح هست و انتفاع نيست ، به مثابت آن است كه نيست . همچنين در آيت ما چون سماع و ابصار و علم نه بر وجه انتفاع دينى است ، انگار كه نيست و الَّا معلوم است به ضرورت كه ايشان مىدانند و مىبينند و مىشنوند ، و لكن چون بديدن و شنيدن و دانستن منتفع نه‌اند ، گفت : هم چنان است كه نمىبينند و نمىشنوند و نمىدانند و مانند اين ، قول مسكين دارمى است : اعمى اذا ما جارتى خرجت حتّى يوارى جارتى الخدر و يصمّ عمّا كان بينهما سمعي و مالي غيره و قر [ 6 - پ ] چون نمىشنود و گوش نمىدارد و نگاه نمىكند به زنان همسايگان ، خود را از آن كور و كر مىخواند ، و قال آخر : و كلام ساءني ( 4 ) قد و قرت أذنى عنه و ما بي من صمم

--> ( 1 ) . آو ، بم ، آج : يلد . ( 2 ) . اساس : تولد به قياس نسخهء آو ، و اتفاق جميع نسخ ، تصحيح شد . ( 3 ) . سوره بقره ( 2 ) آيهء 18 . ( 4 ) . اساس ، مل ، مج : سيئنى كه به قياس با نسخه آج ، و معنى بيت تصحيح شد .